×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

محمد سهرابی

به گزارش«رهوا».ملکه موزا با سوء استفاده از حماقت فرهاد چهارم، او را وادار کرد که به جز پسر خودش(فرهادک)، بقیه پسران پادشاه به روم تبعید شوند تا خطری برای جانشینی پسرش وجود نداشته باشد، بنابراین پسر موزا ولیعهد کشور شد، وقتی فرهادک به سن لازم رسید، موزا او را تحریک کرد که ممکن است پادشاه فرد دیگری را به عنوان ولیعهد انتخاب کند، بنابرین آنها فرهاد چهارم را به قتل رساندند!
فرهاد چهارم که جز بدترین پادشاهان تاریخ ایران است، در آغاز سلطنتش، پدر و ۳۹ برادر خودش را نیز به قتل رسانده و بسیاری از بزرگان کشور را برکنار کرده بود، بنابرین حالا رقیبی برای ملکه موزا وجود نداشت!
ژوسفوس فلاویوس(مورخ یهودی-رومی) نقل می کند که موزا سپس با پسرش فرهادک ازدواج کرد و تبدیل به حاکم اصلی کشور شد، او می گوید این ازدواج باعث نارضایتی ایرانیان شده بود اما مورخان جدید مثل ژان بیگوود و لئوناردو گرگوراتی با ارائه دلایل زیادی، معتقدند که فلاویوس در این مورد دروغ گفته است و ازدواجی بین این دو رخ نداده است!
موزا و فرهادک سپس از امپراتور روم خواستند تا چهار شاهزاده ایرانی که در روم حضور داشتند را به آنها تحویل دهند(تا آنان را نیز حذف کنند) اما امپراتور روم این درخواست را رد کرد…
دقیقا مشخص نیست که آیا این اتفاقات به خاطر قدرت طلبی موزا بود یا توطئه ای از طرف روم اما با توجه اقدامات موزا امکان توطئه روم قوی است، موزا از یک طرف باعث شد که شاهزاده های ایرانی به روم تبعید شوند و امپراتوری روم با تربیت خاصی که بر روی این چهار نفر انجام داد، بعدا از آنها علیه ایران استفاده کرد، دیگر اقدام موزا وادار کردن فرهاد چهارم به آزاد کردن اسیران رومی و پس دادن پرچم های روم بود که منفعت بزرگی برای روم داشت، همچنین در زمانی که ایران و روم در حال شروع کردن جنگی بر سر ارمنستان بودند(که موضع ایران بسیار قوی تر بود) فرهاد چهارم با توطئه موزا کشته شد، دیگر کمک موزا به رومی ها، قراردادی بود که فرهادک با روم امضا کرد و ارمنستان(که ایران و روم سالها بر سر مالکیت آن منطقه اختلاف داشتند) را به روم بخشید، این درحالی بود که ارمنستان در این دوره طرفدار پیوستن به ایران بود…
ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا فرهادک و موزا ایران را کاملا به روم تسلیم نکردند، در این مورد باید توجه شود که مجلس مهستان توانایی عزل پادشاه را داشت، بنابراین فرهادک در صورتی که قصد چنین اقدامی را داشت، توسط مجلس خلع میشد، در نتیجه احتمالا موزا قصد داشته که امتیاز ها را به صورت تدریجی به روم اعطا کند، البته توطئه روم یک احتمال قوی است، نه صد درصد!
ملکه موزا شش سال حاکم اصلی کشور بود و عیسی مسیح در زمان حکومت او متولد شد، در طول این مدت، اقدامات فرهادک و موزا باعث نارضایتی بزرگان کشور شده بود، بنابراین آنها شورشی علیه فرهادک و ملکه مادر انجام دادند که باعث فرار فرهاد از کشور شد، درباره سرنوشت ملکه موزا مورخان رومی سکوت اسرارآمیزی داشته اند، برخی از پژوهشگران معاصر معتقدند که این دو نفر به احتمال زیاد به امپراتوری روم پناهنده شده اند و مورخان رومی عمدا در این مورد به خصوص درباره سرنوشت موزا سکوت کرده اند.
پی نوشت:
۱-بحران‌های جانشینی در دوره اشکانیان، زهرا کایدی،انجمن علمی دانشجویان تاریخ، نشریه شماره ۶۰
۲-تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، جلد سوم
۳-زنان خاندان سلطنتی در دوره اشکانی، مژگان خانمرادی، فصلنامه علمی- پژوهشی تاریخ اسلام و ایران دانشگاه الزهرا، سال بیست و هفتم، دوره جدید، شماره ۳۶ ،پیاپی ۱۲۶ ،زمستان ۱۳۹۶
۴-ژوسفوس فلاویوس ، تاریخ یهود، کتاب ۱۸
۵-Bigwood, Joan M,2004, Queen Mousa, Mother and Wife(?) of King Phraatakes of Parthia
۶-Strugnell, Emma, 2008,Thea Musa, Roman Queen of Parthia
۷-Gregoratti, L، ۲۰۱۲, Parthian Women in Flavius Josephus