به گزارش رهوا :سيد حميد روحاني رئيس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر در گفتگويي تفصيلي با توانا به علل و ريشههاي فتنهاخير و همچنين فراز و فرود مجمع روحانيون مبارز پرداخت كه بخش دوم و پاياني آن به شرح زير است:
سوال:كروبي نام مرا بعنوان عضو مؤسس مجمع روحانيون نوشته بود سوال: در بخش ديگري از اين گفتگو ميخواهيم به فراز و فرود مجمع روحانيون پرداخته و در سوال اول در خصوص اينكه آيا شما عضو مؤسس مجمع بوديد يا نه و سپس در مورد نحوه جدايي مجمع از جامعه روحانيت مبارز بپرسيم. روحاني: در ايام عيد نوروز زمانيكه من در سفر بودم مطلع شدم كه مجمعي به نام روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز جدا و اعلام موجوديت كرده است كه نام و امضاي من نيز به عنوان اعضاي مؤسس اين مجمع اعلام و ثبت شده است. ابتدا تصميم داشتنم اين دروغ را تكذيب كنم، ليكن دو علت من را از تكذيب آن بازداشت؛ نخست اينكه دريافتم آقاي كروبي اين كار را كرده و نام مرا بدون اطلاع من به عنوان عضو مؤسس قرار داده است و نخواستم حيثيت او را به عنوان يكي از ياران امام به زير سئوال ببرم. دوم اينكه آقاي ريشهري بعد از جدايي مجمع روحانيون از جامعه روحانيت، با امام(ره) ديدار و از ايشان خواسته بود تدابيري را براي بازگشت مجمع روحانيون به جمع جامعه روحانيت اتخاذ كند اما امام فرموده بود كه صلاح در اين است كه مجمع روحانيون از جامعه روحانيت مبارز جدا باشد. به نظرم رسيد لابد امام مصالحي را در نظر دارند كه ما بي اطلاع هستيم و اين موضوع نيز موجب شد كه از تكذيب خودداري كنم. سوال:چرا مجمع روحانيون مبارز با بيان استدلالهاي خود اين نظر شما را رد كرده است؟ روحاني: مجمع روحانيون مبارز به صرف اينكه كه نام من جزء اعضاي مؤسس اين مجمع است، اظهارات من را رد كرده است در حالي كه اين استدلال نميتواند منطقي باشد. اين مجمع اعلام ميكند كه اسم من، به عنوان اعضاي مؤسس مجمع در صحيفه امام آمده است كه بايد در پاسخ به آنها گفت كه شما نام مرا جعل كردهايد و من نيز آن را تكذيب نكردم، طبيعي است كه به همان صورت در صحيفه امام (ره) نيز منتشر شده است. اين نكته را نيز اشاره كنم كه من در آن روز كه مجمع اعلام موجوديت كرد به صورت رسمي از اينكه نام من به عنوان عضو مؤسس آمده بود تكذيب نكردم ليكن هر كسي از من پرسيد، اعلام كردم كه من عضو مجمع نيستم و البته در مرحله بعدي در برخي از سخنرانيها و مصاحبهها صريحا اعلام كردم كه عضو اين تشكيلات نيستم چنانكه در مصاحبه با خبرنگار سايت خبري جهان نيوز در تاريخ 19/6/1386 رسما عضويت خود در اين مجمع را رد كردم. اختلاف ناطق نوري و كروبي و جنگ قدرت سبب جدايي مجمع از جامعه روحانيت بود سوال: مهمترين علت فاصله گرفتن شما از مجمع روحانيون چه بوده است؟ روحاني: من در ابتدا تلاش ميكردم تا بدانم هدف مجمع روحانيون مبارز در جدايي از جامعه روحانيت چيست و به همين دليل در جلسات آنها شركت ميكردم. برايم، مهم اين بود كه بدانم مجمع روحانيون چه اشكالي را به جامعه روحانيت مبارز وارد ميداند و برنامه اش براي بهبود وضعيت چيست؟ به همين دليل در جلسات آنها شركت كرده و به دنبال رسيدن به اين سئوال خود بودم. هر چقدر در مجمع روحانيون به دنبال سئوال خود مبني بر يافتن هدف مجمع در جدايي از جامعه روحانيت گشتم، بي نتيجه ماندم چرا كه آنها هيچ هدفي براي جدايي از جامعه روحانيت و برنامه براي اداره بهتر كشور نداشتند. حتي يك بار خطاب به اعضاي اين مجمع گفتم شما از آقاي هاشمي رفسنجاني كه رئيس جمهور وقت بود، ايراد ميگيريد ولي اگر ايشان از شما كمك بخواهد شما هيچ برنامهاي براي ارائه نخواهيد داشت جوابي نگرفتم، از اين رو، ديگر در جلسات آنها شركت نكردم و از اين جمع فاصله گرفتم. سوال: به نظر شما مهمترين علت جدايي مجمع از جامعه روحانيت چه بود؟ روحاني: به نظر من، جدايي مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت، تنها جنگ قدرت بود. سوال: اين اختلاف يا به قول شما جنگ قدرت، از چه زماني كليد خورد؟ روحاني: در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي و به هنگام ارائه ليست، ميان آقاي ناطق نوري با آقاي كروبي اختلاف پديد آمد. به طوري كه آقاي كروبي قصد داشت اسم آقاي بهزاد نبوي و چند تن ديگر را در ليست قرار بدهد كه با اين كار آقاي ناطق نوري مخالفت ميكند و اين اختلافات موجب جدايي مجمع روحانيون از جامعه روحانيت مبارز شد. اين مطلب را ساليان درازي پس از اعلام موجوديت مجمع از زبان آقاي كروبي شنيدم. سوال: آيا مجمع روحانيون امروز را در خط امام است؟ روحاني: من در مقامي نيستم كه بتوانم نظر دهم كه چه كساني و يا چه تشكيلاتي در خط امام هستند و يا نيستند، ليكن ما براي خط امام معيارها و نشانههايي داريم، خط اماميها هيچ گاه با استكبار جهاني و صهيونيسم بينالمللي همصدا نميشوند. شيطان بزرگ و رژيم صهيونيستي هيچ گاه و هرگز از ياران امام و پيروان راستين خط امام حمايت نميكنند. در ماجراي روز عاشورا عدهاي اراذل عليه اصل ولايت فقيه شعار دادند كه در اينجا لازم بود مدعيان خط امام، اين شعارها را محكوم كنند. اما مجمع اين كار را نكرد. حتي اگر بخواهيم، چشم بندي كنيم و بگوييم كه طرفداران دولت در خيابانها حاضر شده و شعار انحرافي دادهاند، بازهم اين تصور نميتوانست مانع از محكوميت اين حركت، توسط مجمع روحانيون مبارز شود. چرا كه اين شعار خائنانه، منافقانه و عليه منافع ملي و اسلام بود و رويارويي آشكار با خط و آرمان امام به شمار ميآمد. سوال: مهمترين استدلال شما در خروج مجمع روحانيون از خط امام چيست؟ روحاني: اينكه امروز برخي از مدعيان خط امام حتي براي شركت در مراسم روضه و عزاداري نميتوانند در مجالس و معابر حضور يابند و با واكنش منفي مردم مواجه ميشوند بي جهت نيست، چراكه مردم خوب ميفهمند كه اين مدعيان خط امام، حرف و عمل يكساني ندارند و در شعار و عمل هماهنگ عمل نميكنند. آنها در شعار خط امامي هستند اما در عمل حتي هتاكان به امام را نيز محكوم نميكنند. مدعيان خط امام در حالي كه تناقص حرف و عملشان مشهود است كه در مقابل واكنش طبيعي مردم، مدعي ميشوند كه به ياران امام اهانت ميشود؛ مردم همانگونه كه امام را دوست ميدارند به ياران واقعي امام نيز احترام ميگذارند؛ اما تناقض حرف و عمل را نميپذيرند. مردم نميتوانند به مدعيان دروغين خط امام، همانند رهروان حقيقي ايشان احترام بگذارند. منافقين در اوايل انقلاب براي فريب افكار عمومي ميگفتند كه مردم حامي آنها هستند و مخالفشان افراد چماق به دست هستند. ليكن زمان روشن ساخت كه مخالفانشان مردم بودند و لذا آنها نتوانستند در اين كشور زندگي كنند، ناچار شدند بگذارند و بگريزند. امروز نيز جريان منحرف مدعي خط امام، نيز خود را حامي مردم و مردم را حامي خود ميداند و مخالفان خود را لباس شخصيها ميخواند اما مردم به ضد مردمي بودن اين جريان پي بردهاند و سرانجام ثابت خواهد شد كه اين مردم هستند كه از آنها انزجار دارند و آنها را بر نميتابند. اعضاي مجمع هم اكنون نيز با يكديگر اختلاف دارند سوال:چرا عليرغم دبير كلي 20 ساله كروبي در مجمع روحانيون مبارز، اين مجمع به سرعت و با قاطعيت از موسوي حمايت كرد؟ روحاني: من اينها را جنگ قدرت مي دانم. اعضاي اين مجمع با يكديگر اختلاف داشته و اكنون نيز دارند و نتوانستند يك دست باشند و آن گاه كه جنگ قدرت در ميان باشد، اتحاد حاصل نخواهد شد. "نفس " مانع از رسيدن به اتحاد خواهد شد. اتحاد در هر تشكلي كه مباحث دنياي و نفساني مطرح باشد شكل نميگيرد، مگر اينكه هدف مقدسي در راه رضاي خدا در ميان باشد. سوال: آيا واكنشهاي مردمي عليه مجمع ميتواند سندي بر سقوط آن باشد؟ روحاني: حتي اگر قرار باشد مردم كساني را كه حرف و عمل يكساني ندارند تحمل كنند و در برابر آنان واكنش منفي نشان ندهند، قطعا از آنها حمايت نخواهند كرد، به همين دليل ممكن است كه مجمع روحانيون به حيات سياسي خود ادامه دهد اما به جهت عدم همراهي مردم نميتواند نقش موثري را ايفا كند. مگر اينكه به خط امام بازگردد و با مردم روراست و همراه شود. نبايد به برخورد با جوانهاي اغفال شده بسنده شود سوال: شما بعنوان يكي از نزديكان امام راحل، رابط امام با موسوي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ روحاني: امام از آقاي موسوي، به عنوان نخست وزير وقت حمايت ميكرد كه اين به مرام امام مبني بر حمايت از مسئولان برميگشت. امام با اينكه از بنيصدر شناخت داشت تا آنجايي كه توان داشت از او حمايت كرد و كوشيد از سقوط او جلوگيري كند. اما بايد گفت كه اگر انسان خود ساخته و وارسته نباشد، بالاخره به بيراهه خواهد رفت. سوال: آيا با رفتار امروز موسوي، ميتوان وي را خط امامي دانست؟ روحاني: از ميزان خط امامي بودن و اعتقاد موسوي به ولايت فقيه بي اطلاعم، اما به نظر من رفتار امروز موسوي، نميتواند به خط امام (ره) مربوط باشد. چرا كه ادعاي نارواي تقلب در انتخابات ضربه به نظام بود كه امام دفاع از نظام را از نماز نيز واجبتر ميدانست. البته دستهايي براي سوء استفاده از موقعيت موسوي نيز مشاهد شد. ما در خوشبينانه ترين حالت ميتوانيم بگوييم كه موسوي و يارانش در حوادث اخير اشتباه كردند. سوال:راهكار شما براي مقابله با فتنهگران امروز چيست؟ روحاني: شناسايي سران فتنه و برخورد قاطع با آنها مناسبترين راه مقابله با فتنه امروز است؛ به نظر من، جوانهاي كه در خيابانها تجمع و شعار ميدهند سران فتنه نيستند. اين جوانان فريب خوردهاند. بايد دستگاه امنيتي ما به دنبال يافتن سران فتنه، يعني عوامل اصلي حوادث اخير باشد، مسئولان امنيتي بايد به سراغ كساني كه شعارهاي انحرافي و توطئه براندازي را طراحي ميكند برود، نه اينكه به صرف برخورد چند جوان اغفال شده، بسنده كند. سوال:يعني شما معتقديد، كه سران فتنه بعد از هفت ماه مشخص نشدهاند؟ روحاني: بله، من معتقدم هنوز شناسايي نشده است. متاسفانه دستگاه امنيتي ما يا توان شناسايي سران فتنه را ندارد و يا اينكه كوتاهي ميكند و دركل از اين دو حالت خارج نيست. چرا كه اكنون كه 7 ماه از انتخابات ميگذرد، دستگاه امنيتي هنوز ريشه را شناسايي نكرده است و تا زماني كه ريشه حوادث اخير شناسايي نشود و تنها به برخورد با جوانهاي اغفال شده بسنده شود، مشكلي حل نخواهد شد. سوال:نقش كانديداي شكست خورده در فتنه اخير تا چه حدي بوده است؟ روحاني: عاملين فتنه از وجود افرادي چون كروبي و موسوي استفاده كردهاند و با محاكمه اين سران، ريشه فتنه نابود نخواهد شد، افرادي مثل كروبي و موسوي متهم به اين هستند كه چرا به فتنه دامن زدهاند ليكن سران فتنه نيستند. شايد مشكلات داخلي كشور انگيزه لازم را براي شناسايي سران فتنه از مسئولان گرفته باشد. شعارهاي انحرافي اخير اهميت فراواني براي رژيم صهيونيستي داشت سوال:به نظر شما شعارهاي انحرافي را چه كساني تعيين ميكردند؟ روحاني: شعار جمهوري ايراني، نه غزه و نه لبنان و حتي خط كشيدن روي شعار مرگ بر آمريكا و اسرائيل كاملا حساب شده بود و نميتوان سرچشمه اين رفتارها را به يك جوان ايراني دانست. خط كشيدن روي شعار مرگ بر اسرائيل اهميت فراواني براي رژيم صهيونيستي داشت. بيترديد بودجهاي كه كنگره آمريكا براي رويارويي با نظام جمهوري اسلامي تصويب كرد در ايجاد آشوب در ايران و طرح اين گونه شعارهاي ضد مردمي و ضد انقلابي تأثير مستقيم دارد. سوال:با توجه به واكنشهاي شديد مردمي نسبت به سران فتنه، به نظر شما آيا مردم وظيفه خود را براي مقابله با فتنه انجام دادهاند؟ روحاني: وظيفه مردم براي مقابله با فتنه ايستادگي، مقاومت و حمايت از ولايت فقيه است، مردم وظيفه دارند از نظام و رهبري حمايت كنند و همواره در صحنه حضور داشته باشند كه البته اين كار را نيز كردهاند؛ اما از نظام انتظار ميرود كه فتنه گران را شناسايي و با قدرت با آنها برخورد كنند.
|
|