×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۱ اسفند - ۱۳۹۷  
true
false

مجله خبری«رهوا».نام‌های خدا در قرآن مجموعه‌ای از بیش از ۲۰۰ نام خداوند است که در قرآن ذکر شده‌اند و اصطلاحا، ۹۹ تای آن «اسماء الحسني» یا نام‌های نیکوی خداوند خوانده می‌شوند.در این پست به نام زیبایی الله پرداخته می شود.
نويسنده: ملاحبيب الله شريف کاشاني
مترجم و شارح: استاد محمد رسول دريايي

عدد ابجد:۶۶

الله اسم اعظم خداست و جامع تمام اسماست، زيرا که موضوع وضع شده است براي ذات يگانه که داراي همه ي صفات جماليّه و جلاليّه است بر وجه عينيّت، چه ذات احديّت صرف وجود و وجود محض است و تصوّر تعدّد در آن محال است پس ذاکر خدا به اين اسم چنان است که او را به جميع نامها ياد کرده باشد و در شهادت به توحيد حقّ، جز اين اسم کفايت نکند و وصف هيچ اسمي از اسماي خدا نشود بلکه موصوف و مقدّم بر تمام آنها باشد و در قرآن ذکر آن بيشتر از ساير اسما شده بلکه در دو هزار و هشتصد و هفت موضع از آن ذکر به ميان آمده است.(۱)
در برخي روايات(۲) معتبر نقل شده است که هر کس از روي اخلاص ده مرتبه بگويد: (يا الله) درخواستش رد نشود پاسخش گويند.
* عدد کبير واژه ي «الله» (۶۶) است. هر کس با همين عدد(۶۶ بار)، هر صبح و عصر و بعد از نمازها و آخر شب، ذکر شريف «ياالله» را از صميم قلب بگويد در مسايل دنيوي و اخروي او بسيار مجرّب است.
* مداومت بر ذکر «الله» در خلوت، موجب مشاهده ي امور شگفت و شگفتي ها خواهد بود.
* فرشته ي موکّل واژه ي «الله» در عالم ملکوت «اسرافيل» و در عالم مُلک (در جهان خاکي)فرشته است به نام «قَيد يَوش».
* کسي که اين کلمه ي شريفه (الله) را بر اساس عدد ابجدي در مربّعي با تقسيمات چهارتايي بنويسد، کرامت و رضامندي خداوند متعال وخشنودي مردم را به دست خواهد آورد(۳) و کتابت آن در تحصيل موارد فوق و عملاً با تجربه حاصل شده است. شکل مربّع مزبور به اين قرار است:

 

۹

۲۲

۱۹

۱۶

۲۰

۱۵

۱۰

۲۱

۱۴

۱۷

۲۴

۱۱

۲۳

۱۲

۱۳

۱۸

شکل شماره ۱

و تکسير مربّع اسم الله اثر تب بُر دارد و در بلغم زدايي بسيار مؤثر است و تصوير اين تکسير در شکل (۲) نمايش داده شده است:

   ا

ل

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ا

هـ

ل

ل

ل

هـ

ا

ل

ل

ا

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ا

ل

ا

ل

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ا

ل

ا

ل

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ل

هـ

ا

ل

ل

هـ

ا

ل

شکل شماره ۲

کسي که به شکل شماره ي (۳) نظر افکند، اين شکل کفاره ي گناهان ۷۰ ساله ي او خواهد بود:


شکل شماره ۳

و هر کس خواهان کسب يُمن و برکت و سلامتي از تمام بليّات و آسيبها و آفات و دفع اضطراب و دغدغه و تشويش باشد شکل شماره ي ۴ را به عنوان پناه جويي(استعاذه) از آفات (در قطعه اي از فلز برنج) ساخته و با خود همراه داشته باشد. شکل(۴)

لااله

اِلّا

الله

الله

لطیف

بعباده

۵۴

۶۵

۶۷

۱۳۱

۸۳

۶۵

۶۴

۶۹

۳۲

۸۲

۶۷

۱۳۰

شکل شماره ۴

کسي که سختي و تنگي معاش و بدهي و ديون داشته باشد و مضطرب و پريشان باشد مربّع شکل شماره ي (۵) را نوشته و در ميان موم عسل نهاده و زيرکلاه يا پوشش سرگذاشته و با خود همراه داشته باشد، فتوحات و پيروزي فراواني به دست آورده و حال وضعش روزبه روز بهتر مي شود.

 

فسیکفیکهم
۳۲۵

الله و هو
۸۳

السمیع
۲۱۱

العلیم
۱۸۱

العلیم
۱۸۱

السمیع
۲۱۱

الله و هو
۸۳

فسیکفیکهم
۳۲۵

الله و هو
۸۳

فسیکیفکهم
۳۲۵

العلیم ۱۸۱

السمیع
۲۱۱

السمیع
۲۱۱

العلیم
۱۸۱

فسیکیفکهم
۳۲۵

الله و هو
۸۳

شکل شماره ۵

و هر کس هر روز صدمرتبه بگويد (هوالله الذي لا اله الا هو)، خداوند سبحان و رب العالمين، او را از اهل يقين قرار مي دهد و به مقام حقيقت مي رساند.
نيز اگر کسي در يک جلسه ۱۲۰۰۰(دوازده هزار) مرتبه بگويد (ياالله یا هُو) خداوند متعال؛ جنّ و انس و پرندگان و وحوش را طوري مسخّر مي فرمايد که از آن شخص اطاعت کنند و خواص و اسرار پنهان و رموز علوم را بر او آشکار مي سازد.

مباحث پژوهشي از مترجم

«الله»

پژوهه ي ۱:

کلمه ي «الله» عربي است زيرا در قرآن مي فرمايد: (وَ لَئن سَاَلتَهُم مَن خَلقَ السَّمواتِ والارضِ لَيَقولُنَّ الله) لقمان/۲۵ يعني: اگر از آنها بپرسي چه کسي آسمانها و زمين را آفريده است خواهند گفت «والله». و اين خود مي رساند که اين کلمه ي جلاله عربي است و اکثر محقّقان و دانشمندان، اين کلمه (الله) را مشتق نمي دانند بلکه مي گويند اسمي است منفرد براي خداوند که از اسماي اَعلام است.

پژوهه ي ۲:

عدّه اي ديگر از محققان و دانشمندان کلمه ي «الله» را مشتق مي دانند و به شش مورد از موارد با نگرشهاي متفاوت در اصل و ریشه اشاره مي گردد: اوّل: ابن عبّاس گويد: از اَلَهَ يَأَلَهُ به معني تضرّع مشتق مي باشد. دوّم: گويند مشتق از «لاه» است و الف و لام در آن داخل شده و عرب به شي مرتفع «لاه» مي گويد: سوم: گويند از وَلَه به معني فَزَع مشتق شده است. چهارم: گويند مشتق از «ولاه» است که واو مزبور حذف و به جاي آن همزه جانشين گرديده است و از اين جهت به اين اسم نام گذاري شده است که هر مخلوقي واله و حيران اوست. پنجم: برخي معتقدند که اصل آن «لاها» بوده به زبان سُرياني سپس مُعرَّب گرديده و الف آخرش حذف شده و الف و لام به اوّل آن اضافه شده است. ششم: بعضي نيز معتقدند که از کلمه ي (اَلَهَ الفصيلُ اذا اَولَع بِاُمَّه) يعني از اَلَه به معني حرص و آز است چنانچه گويند حريص شد طفلي که از شير مادر گرفته شده به سوي مادر و شير او.
و بالاخره «الله» که به فارسي خدا گويند اسم خاص و علم است از براي ذات احديّت پروردگاري. سمعاني در کتاب روح الارواح گويد: «الله» آن است که «الاهيّت» او را سزاست و «الهيّت»؛ قدرت بر آفريدن است و پديدآوردن و اين صفت حق است جلّ جلاله که قادر است بر ايجاد و اختراع و انشا و ابداع، قدرتش را فتور نه، قوتش را قصور نه، فعلش آلت نه، صُنعش به علّت نه، کردش به حيلت نه، حقّ جلّ جلاله را قدرتي است بر کمال، وحدانيّتي است بي زوال، حکمتي است بي انتقال، و نيز گويد: (لا وَحشةً مَعَ الله وَ لا راحَة مَع غَيرِالله.)
اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)مي فرمايد: «الله» مفهومش معبودي است که خلق در او حيرانند و به او عشق مي ورزند، «الله» همان وجود هستي بخش است که از درک چشمها پنهان و مستور از افکار و از عقول خلق محجوب است.
بحارالانوار ج۳/ص ۲۲۲٫

تشکيل ساختاري واژه ي «الله»

لسان العرب درباره ي اصل کلمه ي «الله» چنين مي گويد:
«الله» در اصل «اِلاهُ» بوده و الف و لام تعريف بر آن وارد شده است و «اَلالِهُ» شده است، سپس عرب، همزه را به علّت سنگيني در تلفظ حذف کرده است، وقتي همزه حذف شد کسره ي آن را به لام تعريف دادند، و به صورت «ألِلاهُ» درآمد و سپس لام تعريف را حرکت دادند، دو لام متحرک در کنار هم قرار مي گرفتند، اوّلي را در دومي ادغام کردند و به صورت «الله» درآمده است.
لسان العرب؛ ج۱۳/ ص ۴۶۷٫
بعضي ديگر در پيدايي ساختاري واژه ي «الله» چنين مي گويند: اصل «الله» از اَلَهُ بوده است به صيغه ي مبالغه رفته و «اِله» شده و بعد «الف و لام تزيين» بر سر آن آمده است و تبديل شده به اَلاِله سپس در اثر کثرت استعمال الف «اِله» ساقط شده، بعد دو لام در هم ادغام گرديده و تشديد گرفته و به جاي الف کوچک (الف مقصوره) که در «اِله» مي باشد، حالت دندانه ي روي «الله» را به وجود آورده است.

پژوهه ي ۴:

بزرگان علم الاسماء از قرآن استناد مي کنند که «اسم اعظم» خداي تعالي آن است که با «الله» شروع و به «هو» ختم مي گردد و نقطه ندارد. و در پنج موضع از قرآن آمده است: اوّل- در سوره ي بقره ايه ي ۲۵۶ (آية الکرسي). دوم- در سوره ي آل عمران آيه ي ۲، سوم در سوره ي نساء آيه ي ۸۹، چهارم- سوره ي طه آيه ي ۷ و پنجم در سوره ي تغابن آيه ي ۱۳ و هر روز يازده بار اين پنج آيه را خواندن جهت تسهيل در امور کلي و جزيي مؤثر است و مهمّات او حاصل شود.

پي‌نوشت‌ها:

۱- در جلد اوّل کتاب فرهنگ آماري کلمات قرآن کريم تأليف و تحقيق دکتر محمود روحاني در بحث مربوط به آمار لفظ جلاله ي «الله» بخش پاياني صفحه ي ۱۰۹ مي گويد: «و بالاخره با چهار بار شمارش لفظ «الله» در قرآن هاي خطي شماره ي ۲۹۳(مورخ ۷۳۷ هجري) و شماره ي ۶۴۹ عمومي(۲۹۲ خصوصي) آستان قدس رضوي که لفظ جلاله ي «الله» را با طلا نوشته اند و به همان عدد ۲۶۹۹ دست يافتيم».
با اين محاسبه و پس از حصول اطمينان از نتيجه ي آن، بحث راجع به نادرستي آمار ديگر ضرورتي ندارد. اصولاً در طول سده هاي گذشته تاکنون آمار متفاوتي از لفظ جلاله «الله» در مأخذ گوناگون ذکر شده که از ۲۶۷۸ تا ۳۰۲۷ را در برمي گيرد امّا همان گونه که يادآور شديم، اين عدد طبق آخرين احصا ۲۶۹۹ است که مورد تأييد نهايي قرار گرفته است.(مترجم)
۲- اصول کافي/ محمّد بن يعقوب کليني/ج۲/ص ۳۷۷٫
۳- پيداست که منقولات يادشده؛ طهارت نفس و پاکي و اخلاص افراد را نيز لحاظ دارد.

منبع مقاله :
شريف کاشاني، ملاحبيب الله؛ (۱۳۸۳)، خواص و مفاهيم اسماء الله الحُسني(نامهاي زيباي خداوند)، ترجمه ی محمدرسول دريايي، تهران: نشر صائب، چاپ ششم.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true